موسيقي مختارنامه بيان حماسه فروخورده تاريخ است

شايد اولين سوالي كه درباره موسيقي متن يك سريال تاريخي به ذهن بياييد اين باشد كه ساخت موسيقي براي يك ژانر تاريخي چه تفاوتهايي با آهنگسازي براي يك كار روتين و معمولي دارد؟ به اين معني كه لحن و ملودي موسيقي اثر تاريخي برآمده از چيست؟ از قصهاي كه روايت ميشود، شرايط و فضاي تاريخي قصه يا شخصيت و قهرمان داستان؟ در نهايت اينكه چه مولفهها و شاخصهايي در خلق يك موسيقي براي اثر تاريخي نقش دارند؟
واقعيت اين است كه يك اثر تاريخي يك وجه مشترك با همه انواع ژانرهاي سينمايي دارد و آن هم زمان است. وقتي قرار است براي يك فيلم روز، موسيقي بسازي بالطبع از موسيقي زمان حال تاثير ميگيري و زماني كه براي يك كار تاريخي آهنگسازي ميكني از برخي نشانههايي مثل تاريخ و زمان وقوع قصه، قوميت، جغرافيا و شرايط فرهنگي آن الهام ميگيري. البته وقتي وارد جزييات قصه ميشوي نشانههاي ديگري متناسب با موقعيت داستان نيز به اين موارد اضافه ميشوند كه در شكلگيري موسيقي فيلم تاثير ميگذارند.
ساخت موسيقي مختار چقدر مبتني بر تحقيقات تاريخي صورت گرفته است؟ بدين معني كه آيا شما براي ساخت اين اثر به مطالعه منابع تاريخي درباره موسيقي آن دوره هم پرداختيد؟ مثلا اينكه در آن دوره چه نوع موسيقي رايج بوده يا از چه نوع سازهايي استفاده ميشده است. آيا اصلا در آن دوره موسيقي خاصي وجود داشته است؟
بله، در آن دوره هم موسيقي وجود داشته اما نه به شكل تصويري كه امروزه از موسيقي داريم. اساسا تاريخ پيدايش موسيقي به زماني برميگردد كه انسان، صوت را كشف و درك ميكند. در مختارنامه از آنجا كه با يك قصه تاريخي ـ مذهبي مواجه بوديم برخي نشانههاي ديني و مذهبي نيز در شكلگيري موسيقي آن لحاظ ميشوند. واقعيتش اين است كه من در ساخت موسيقي مختارنامه خيلي به اين سمت نرفتم كه در آن زمان چه نوع موسيقياي باب بوده يا چه سازهايي مورد استفاده قرار ميگرفتهاند. ممكن است برداشتهايي از جغرافيا و تاريخ قصه دخالت داشته، اما شكل پردازش آن امروزي است.
اين سوال را به اين دليل مطرح كردم كه موريس ژار، سازنده موسيقي فيلم محمد رسولالله(ص) براي ساخت موسيقي اين فيلم مدتي را در عربستان و بيابانهاي ليبي زندگي كرد تا بتواند از تجربه زيستن در اين محيط براي ساخت موسيقي فيلم الهام بگيرد و به حس و حالي از فضاي جفرافيايي و تاريخي آن دوره برسد. آيا چنين تجربهاي براي شما هم اتفاق افتاده است؟
واقعيتش اين است كه موريس ژار يك انسان فرانسوي است كه آشنايي زيادي با جنس موسيقي شرقي و عربي نداشته، لذا براي اينكه با اين نوع از موسيقي و بافت فرهنگي و جغرافيايي آن آشنا شود مدتي را در صحراهاي ليبي زندگي ميكند كه تا چندين ماه هم به طول ميكشد، اما به نتيجهاي نميرسد و حتي از همكاري با اين فيلم و ساخت موسيقي آن انصراف ميدهد، ولي وقتي داشت برميگشت صداي اذاني را ميشنود كه از ملودي آن الهام ميگيرد و دوباره برميگردد و كارش را شروع ميكند و ماحصلش همان موسيقي معروف فيلم محمد رسول الله(ص) ميشود. قياس موريس ژار با آهنگسازهايي مثل ما كه در اين جغرافيا و تاريخ متولد شدهايم و رشد كردهايم مقايسه درستي نيست. به هر حال ما با هويت و بافت اين موسيقي آشنا هستيم و با آن بزرگ شدهايم. البته زماني كه ساخت يك موسيقي پيش ميآيد طبيعتا به يك مساله تخصصي تبديل ميشود و نيازمند به تحقيقات جزئيتري است. اما آن الهام گرفتني كه براي موريس ژار اتفاق افتاده براي من اتفاق نيفتد، چون آن حس و حال و آشنايي با اين جنس از موسيقي در حافظه تاريخي و ضمير ناخودآگاه من از قبل وجود داشت و با آن غريبه نبودم.
يعني چيزي به عنوان الهام گرفتن در ساخت موسيقي مختارنامه را تجربه نكرديد؟
چرا. من از موسيقي مقامي ايراني و بخشهايي از موسيقي عربي، تعزيهها و نوحهها الهام گرفتم. اما بافت و ساختار آن را تغيير دادم تا متناسب با آهنگي كه براي اين كار طراحي كردم، شود. به هر حال در شكلگيري اين موسيقي، الهامات و احساسات شهودي در كنار آگاهي و دانش موسيقي نقش موثري داشتند.
اگرچه مختارنامه قصه يك شخصيت عرب را روايت ميكند و بافت و جغرافيايي كار به اين منطقه مربوط ميشود، اما به نظر ميرسد موسيقي اين سريال خيلي لحن و نغمه عربي ندارد و بيشتر متاثر از موسيقي جنوب ايران است.
البته موسيقي جنوب ايران بهواسطه نزديكي جغرافيايي و فرهنگي به كشورهاي عربي، سنخيت و شباهت زيادي به آن دارد، اما به شكل مطلق از موسيقي جنوبي استفاده نكردم. اساسا موسيقي مختار بشدت متاثر از موقعيت قصه و شرايط تاريخي آن است. مثلا زماني كه قصه در مكه ميگذرد بافت موسيقي بيشتر عربي ميشود و از سازهاي عربي استفاده شده است، اما وقتي قصه در عراق و كوفه روايت ميشود جنس موسيقي و نوع سازها تغيير ميكنند. اساسا من سعي كردم هم بر اساس شخصيتهاي قصه و هم موقعيت جغرافيايي قصه، جنس و لحن موسيقي را تنظيم كنم. آقاي ميرباقري هم بر اين مساله خيلي تاكيد داشتند. واقعيتش اين است كه من خيلي به سازبندي در خلق و تنظيم اين موسيقي توجه نكردم و امروزه در موسيقي فيلم، تفكيك سازي صورت نميگيرد. بر اين اساس براي اينكه حس و حال يك موسيقي و نغمه عربي در مخاطب ايجاد شود لزوما از سازهاي عربي استفاده نميشود، هرچند نشانههاي موسيقي اين جغرافيا لحاظ ميشود.
در موسيقي اين سريال علاوه بر المانهاي جغرافيايي كه متاثر از سرزمين اعراب است از برخي مفاهيم و انگارههاي ديني و ارزشهاي معنوي نيز الهام گرفته شده كه به يك سرزمين خاص محدود نميشود و سويه عامتري دارد. من از صحبتهاي شما چنين برداشت ميكنم كه در ساخت موسيقي اين كار به موقعيت ايدئولوژيك و ديني مختار به عنوان قهرمان قصه نگاه شده است نه صرفا مليت و جغرافياي آن. به عبارت ديگر، برخي مفاهيم و انگارههاي مذهبي و انساني كه در قصه مختار وجود داشته در شكلگيري موسيقي سريال لحاظ شده و چه بسا بيش از عناصر ديگر متاثر از اين وجه داستان بوده است.
دقيقا همينطور است. ما مبنايي كه براي اين موسيقي در نظر گرفتيم مبتني بر مفاهيم و معاني معنوي نهفته در قصه است. در واقع مختارنامه يك موسيقي معناگرا دارد. به عنوان مثال وقتي امام حسن(ع) وارد شهر مدائن ميشود شكل موسيقي خيلي سوزناك است و آواي سلو انساني در آن پررنگ است. در حالي كه شايد اين انتظار وجود داشت وقتي امام حسن(ع) وارد اين شهر و در واقع قصه ميشود موسيقي پرشكوه و حماسي نيست. اما آنچه در اين موقعيت اهميت داشت و مدنظر كارگردان و قصه بود تنهايي امام حسن(ع) در آن موقعيت تاريخي بود. لذا موسيقياش نيز متناسب با اين مفهوم شكل گرفت و ساخته شد. كل موسيقي مختارنامه براساس همين نگرش صورتبندي شده است؛ البته ممكن است كليشههاي ذهني ما در ارتباط با موسيقي با اين شكل از آهنگسازي همخواني نداشته باشد، اما اين بدين معني نيست كه كليشهها و توقعات از موسيقي سريال غلط است. نگاه ما به موسيقي مختارنامه براساس مفهوم و معنايي است كه در دل قصه وجود دارد. در واقع هدف موسيقي است كه محتوا و ساختار دروني آن را مشخص ميكند. آقاي ميرباقري هم تاكيد داشتند كه موسيقي سريال بيش از هرچيز بايد بتواند معاني و مفاهيم داستاني را منعكس كرده به مخاطب منتقل كند.
پس اين سوز و گداز و حزني كه در اين موسيقي وجود دارد برآمده از همين نگرش و موقعيت انساني قهرمان داستان است؟
دقيقا. البته اين محزون بودن در تمام قسمتهاي سريال و قطعههاي موسيقي متن وجود ندارد. در بعضي قسمتها ضرورت داشت موسيقي به گونهاي باشد تا تماشاگر از لحاظ حسي تحريك شود و به وجد بيايد يا در صحنههاي جنگي، لحن موسيقي حماسي شود. لذا در اين بخش ها، موسيقي از حالت حزن خارج شده و متناسب با موقعيت قصه تغيير ميكند.
اين مساله موجب نميشود تا يكدستي و انسجام ساختاري موسيقي مخدوش شود و هويت يگانه آن از بين برود؟ مثلا ما دست كم با 3 نوع لحن و نغمه موسيقايي در مختارنامه مواجه هستيم. يكي تيتراژ ابتدايي سريال، دوم موسيقي مربوط به متن قصه و سوم موسيقي تيتراژ پاياني. آيا اين به معني چندپارگي در موسيقي متن نيست؟
من خيلي تلاش كردم تا اين اتفاق نيفتد و يكدستي اثر حفظ شود. ببينيد اين سريال يكي از بزرگترين سريالهاي تاريخي است كه تاكنون در تلويزيون ما ساخته شده و به همين دليل حجم موسيقي آن هم خيلي بالاست. در نتيجه به تناسب و تناوب بايد گونههاي مختلف موسيقي را به كار ميگرفتيم تا بتوانيم از پس اين حجم از داستان و مفاهيم آن بربياييم. اين امكانپذير نيست كه در يك فرم موسيقايي بتوان اين همه مفاهيم و معاني را گنجاند و به مخاطب منتقل كرد. مثل اين ميماند كه شما بخواهيد با چهار پنج كلمه يك قصه تعريف كنيد. در واقع به ابزارها و امكانات بيشتري نياز است تا يك اثر هنري خلق شود. در موسيقي نيز مقامها، گوشهها، بافتهاي مختلف موسيقايي و... ابزارهايي هستند كه به آهنگساز كمك ميكنند تا حجم بالاي مفاهيم قصه را پوشش دهد. من سعي كردم يك زنجير مشتركي بين اشكال مختلف موسيقي كه استفاده ميكنم وجود داشته باشد. يعني از يك بافت موسيقي، قطعات گوناگوني ساخته ميشود كه ماهيت مشتركي دارند. به عبارت ديگر، شما يكسري المانهاي مشتركي داريد كه اين تنوع فرمي را در يك صورت واحد شكل ميدهد و انسجام ميبخشد. در واقع سعي كردم قطعات متنوع موسيقي مختارنامه، عليرغم وجه افتراقياي كه با هم دارند، ماهيتي مشترك داشته باشند و مخاطب احساس كند همه اين قطعات متعلق به يك آهنگ و موسيقي است.
مختارنامه و موقعيت قهرمان آن از حيث دراماتيك داراي 2 وجه حماسي و تراژدي است كه به نظر ميرسد اين 2 سويه ماجرا به شكل متوازني در موسيقي سريال لحاظ نشده و وجوه تراژدي و سوزناك بودن آن بيش از وجوه حماسي آن است. تا نظر شما چه باشد؟
آقاي ميرباقري اولين جملهاي كه به من درباره موسيقي مختارنامه گفتند اين بود كه مختارنامه يك حماسه و فرياد فروخورده تاريخي است. بغض و فرياد فروخفتهاي كه صدايش محزون و سوزناك است و موسيقي سريال بايد بتواند اين موقعيت را بازتاب دهد. برداشت من از اين تعبير شاعرانه آقاي ميرباقري همان چيزي است كه شما در موسيقي مختارنامه ميشنويد. با اينكه قصه مختار يك داستان حماسي و پرشور است، اما اين حزن معنوي بر روح موسيقي اثر حاكم است. مثلا وقتي مختار فارس شامي را در جنگ با سپاه شام ميكشد عليرغم اينكه يك تجربه باشكوه و پيروزمندانه است، اما در عمق آهنگ يك غم و حزني وجود دارد كه خيلي ملموس است. يك عامل مهم اين لحن به ارتباط عميق و مستقيم قيام مختار به قصه كربلا برمي گردد كه يك تراژدي سوزناك است.
يكي از ويژگيها و شايد تفاوتهاي مختارنامه با سريال امام علي(ع) حضور پررنگ و حجيم صحنههاي نبرد و جنگ است. آيا اين موقعيتهاي جنگي در شكل گيري موسيقي مختارنامه هم تاثير داشته است؟ همانطور كه موسيقي اين سريال تحت تاثير مفاهيم و معنويت قصه بوده است.
به هر حال صحنه جنگ، جنگي است و نيازمند اينكه از برخي نشانههاي موسيقايي خاص و كليشهاي در اين بخشها استفاده شود. جنگ در مختارنامه يكي از عواملي است كه در فراز و فرود موسيقي آن تاثير داشته است.
موسيقي متن كارهاي تاريخي تا چه حد بايد تداعي كننده قصه و قهرمان آن باشد؟ مثلا در فيلم محمد رسولالله(ص) وقتي نغمه اصلي موسيقي نواخته ميشود جايي است كه پيامبر در آن موقعيت قرار گرفته و چون در اين فيلم ما چهره پيامبر را نميبينيم گويي موسيقي جايگزين آن ميشود و مخاطب حضور پيامبر را احساس ميكند.
توسلي: شكل اجرايي موسيقي مختارنامه به اين صورت است كه هرچه به قيام مختار نزديك ميشويم حجم اركسترال موسيقي بزرگتر ميشود
همانطور كه خودتان اشاره كرديد ما در آن فيلم چهره پيامبر را نميبينيم و موسيقي به نوعي جايگزين قهرمان داستان ميشود. اما در اينجا چهره مختار قابل رويت است. با اين حال در مختارنامه به طور مشخص براي چند شخصيت داستان، قطعه و تم خاصي ساخته شده است از جمله خود مختار. يعني در جاهايي كه لزوم استفاده از آن تم وجود داشته باشد از آن استفاده ميكنيم و معمولا در آن موقعيتها، مختار حضور دارد. وقتي قرار است اتفاقي براي مختار بيفتد يا مفهوم و پيام خاصي از زبان وي بيان شود از اين تم استفاده شده است. همچنين ابن زياد، عمره و كيان نيز تمهاي مخصوص خود را دارند، يعني شخصيتهايي كه در روند قصه تاثير زيادي دارند.در واقع ما شاهد موسيقي مبتني برشخصيتپردازي هستيم.
يعني شخصيتي مثل كيان كه يك فرد ايراني است آيا براي او از موسيقي و تم ايراني استفاده شده است؟
دقيقا همينطور بوده. تم موسيقي مربوط به شخصيت كيان كاملا ايراني است؛ مثلا در جاهايي كه كيان در حال نبرد و حماسه است از ضرب زورخانهاي استفاده شده كه يك ساز ايراني است. بهطور كلي بافت ملودي مربوط به شخصيت كيان مبتني بر موسيقي ايراني است.
برخي معتقدند موسيقي خوب در يك اثر سينمايي آن است كه شنيده نشود. شما با اين نظر موافقيد؟
نه، برعكس معتقدم موسيقي بايد شنيده شود، ولي نبايد جداي از تصوير و قصه باشد. مگر در جاهايي كه موسيقي در مقام يك كاراكتر در پيشبرد قصه تاثيرداشته باشد. يعني در جاهايي كه موسيقي بيش از تصوير ميتواند در انتقال يك معنا موثر باشد. اما به طور كلي موسيقي بايد با ساختار درام درهم تنيده باشد تا موثر واقع شود.
يكي از دوستانم ميگفت موسيقي سريال امام علي(ع) را ميشود با دهان تقليد كرد، اما موسيقي مختارنامه را نميشود با دهان تكرار كرد و اين را دليلي بر ضعف كار ميدانست. نظر شما در اين باره چيست؟
فكر ميكنم اين به توانايي شخصي افراد بستگي دارد. بعضيها موسيقي مختارنامه را هم ميتوانند با دهانشان بزنند. به نظر من مهم آن است كه موسيقي مختارنامه، شنونده را به ياد اين سريال بيندازد و اين موسيقي چنين قابليتي را دارد.
يكي از ويژگيهاي اين كار، استفاده از موسيقي محلي و فولكلوريك است.مثل تصنيفي كه به زبان جنوبي خوانده ميشود يا لالايي علي اصغر(ع). چه شد از اين تمهيد استفاده كرديد؟
وقتي با طيف گستردهاي از معني و قصه طرف هستيم بايد از همه ايدهها و ابزارهاي موجود استفاده كنيم. در ضمن اين سريال اگرچه قصه ايراني ندارد، اما يك سريال ايراني است و طبيعي است كه از موسيقي بومي خودمان استفاده كنيم. موسيقي مقامي و فولكلوريك ما واجد ظرفيتهاي زيادي در بارنمايي مضمون قصه بود و ما هم از آن استفاده كرديم.
ضمن اينكه از اركستر سمفونيك هم در فرازهايي از موسيقي مختارنامه استفاده شده است. درست است؟
شكل اجرايي موسيقي مختارنامه به اين صورت است كه هرچه به قيام مختار نزديك ميشويم حجم اركسترال موسيقي بزرگتر ميشود. مثلا در قسمت 14 يك اركستر حدود 100نفره موسيقي را اجرا كردند. اين بستگي به موقعيت و اهميت آن سكانس دارد كه مشخص ميكند در كجاها از اركستر سمفونيك استفاده كنيم.
ظاهرا موسيقي مختارنامه به اين شكلي كه الان ميشنويم نسبت به قسمتهاي اوليه دچار تغييراتي شده و چيزهايي به آن اضافه شده است.
به موسيقي چيزي اضافه نشد، اما از قسمت چهارم به بعد تيتراژ مختارنامه يك تغيير جزيي كرد و در واقع يك ملودي جايگزين ملودي ديگري شد. مهمتر از همه، خواننده تيتراژ عوض شد و آقاي اكبر سلطاني كه از موسيقيدانهاي بومي برجسته شاهرود هستند اين ترانه را خواندند.
اما درباره آن نوحه لالايي حرف و حديثهاي زيادي در مطبوعات و محافل مجازي صورت گرفت مبني بر اينكه حق كپي رايت رعايت نشد و خواننده اين قطعه اعتراض و شكايت كرده است. ماجرا از چه قرار بود؟
با اينكه اولين مصاحبه من درباره موسيقي مختارنامه است، اما درباره اين موضوع بارها صحبت كردهام. به نظر من اين يك جريان انحرافي بوده كه نميدانم بانيان آنچه هدفي را دنبال ميكردند! ببينيد حق استفاده از اين اثر براي من محفوظ بوده است چه به شكل حقوق مادي، چه حقوق معنوي. اين يك اثر منتشر شده است و من قطعه را وقتي مشغول مرحله تحقيق بودم پيدا كردم و آن را به صورتي كه در تيتراژ مختارنامه ميشنويد پردازش كردم، چون اصل نغمه به اين شكل نبود. ببينيد وقتي اثري منتشر ميشود شركت منتشركننده آن اثر به عنوان مالك قانونياش شناخته ميشود. من با صاحب قانوني اين قطعه موسيقي مذاكره كرده و به توافق رسيدم. در ضمن آواهاي اين كشور متعلق به همه است و كسي نميتواند ادعا كند يك آواي بومي متعلق به شخص خاصي است.
رضايت خواننده اين قطعه در توافق مهم نبود؟
ببينيد خواننده اين اثر، حقوق خود را از ناشراثر قبلا دريافت كرده است و شركت منتشركننده اثر به عنوان مالك حقوقي و معنوي آن طبيعتا حق استفاده از آن اثر را دارد و در اين زمينه با مولف اثر در قراردادي كه مينويسند به توافق رسيده است. وقتي من مجوز استفاده از اين قطعه را از شركت صاحب اثر ميگيرم يعني از تمام كساني كه در اين اثر سهم داشتهاند، اجازه گرفتهام. در واقع خواننده اين قطعه حق استفاده از اثر را به شركت منتشركننده آن واگذار كرده است و من براي استفاده با مالك نشر اين اثر طرف هستم نه مولف آن. در ضمن خواننده اين قطعه اصلا شكايتي نكرده بود و من در ارتباط تلفني با وي متوجه شدم اساسا در جريان اين اخبار و شايعاتي كه شكايتي اتفاق افتاده است نبود! نميدانم اين شايعه چگونه و با چه نيتي در جامعه منتشر شده است. وگرنه من خودم يك آهنگسازم و از قواعد و قوانين نشرآثار بياطلاع نيستم. در توافق كتبياي كه بين من و صاحب اثر انجام شده، به شكل قانوني حق استفاده از اين قطعه به من واگذار شد.
ساخت موسيقي مختارنامه از چه زماني آغاز شد؟ چون به هر حال ساخت اين سريال 8 سال طول كشيد. شما از چه زماني وارد پروژه شديد؟
من تقريبا از پنج شش ماه آخر تصويربرداري مختار در شاهرود سر صحنه مختارنامه حضور داشتم و مقدمات ساخت و شكلگيري موسيقي مختارنامه از همان زمان صورت گرفت و البته همچنان هم ادامه دارد. به اين نكته هم اشاره كنم همانطور كه سريال مختارنامه براي اولين بار در اين حجم و سطح اتفاق افتاده، سعي كردم شكل موسيقي سريال هم براي اولين بار تجربه شود. به عنوان مثال حجم موسيقي مختارنامه در همين قسمتهايي كه پخش شده حدود 4 برابر كل موسيقي سريال امام علي(ع) است. يعني حجم زماني و حجم اركستري آن بسيار گسترده است كه البته دليل اصلي آن به بافت و ساختار خود سريال برميگردد. يعني تعداد ملوديهايي كه در اين سريال استفاده شده به دليل تعدد شخصيت و قصه بسيار بالاست. شكلهاي مختلفي از ملودي و سازبنديهايي كه در اين پروژه صورت گرفته، بسيار گسترده است.
در شكلگيري موسيقي مختارنامه چقدر با آقاي ميرباقري به عنوان كارگردان سريال در تعامل بوديد و آيا با توجه به اينكه ايشان موسيقيدان نيستند، ميتوانستيد به درك مشتركي از كار برسيد؟
اتقاقا آقاي ميرباقري شناخت خوبي از موسيقي دارند. به اين معني كه درك و دريافت درستي از موسيقي و كاركردهاي آن دارند. به هر حال آقاي ميرباقري به عنوان سازنده اين سريال به دنبال برخي معاني و مفاهيم خاصي بودند تا قطعهاي كه من ميسازم بتواند بازگوكننده شنيداري و موسيقايي آن مفاهيم باشد يا آن حسي را كه متناسب با موقعيت داستاني بايد ايجاد شود از طريق موسيقي خلق شود. در واقع زبان برخورد من با داوود ميرباقري در ارتباط با موسيقي اين كار، زبان معنا بود. يعني ايشان موقعيت معنايي سكانسها را برايم تشريح ميكردند و اينكه از موسيقي آن صحنه چه چيزي بايد احساس شود. من هم بر اساس آنچه ايشان ترسيم ميكردند، قطعات را ميساختم.
چگونه اين تفاهم ممكن ميشود؟ به هر حال موسيقي يك هنر انتزاعي است كه حالا قرار است در ارتباط با يك واقعيت انضمامي و تاريخي شكل بگيرد.
درست است. موسيقي يك هنر انتزاعي است. در نتيجه مفهومي را به شكل ذهني سر و سامان ميدهد. در اين سريال هم وقايع تاريخي واجد يكسري مفاهيم و معاني هستند كه موسيقي آن مفاهيم را برجسته و پردازش ميكند تا بتواند آن عينيت تاريخي را به واسطه اين اصوات بازسازي كند.
زماني كه خودتان موسيقي مختارنامه را ميشنويد چه احساسي داريد؟
احساس اضطراب، چون نگران هستم كه كار خوب شده است يا نه و اينكه موسيقي به درستي شنيده و درست پخش شود. من هنوز موفق نشدهام آن جنس لذتي كه از تماشاي سريال دارم از موسيقي آن هم داشته باشم.
چه زماني ساخت موسيقي مختارنامه به پايان رسيد؟
هنوز به پايان نرسيده است و هنوز ما در حال ساخت موسيقي مختارنامه هستيم. در واقع نيمي از موسيقي اين سريال باقي مانده كه در حال ساخت آن هستيم. يعني در آينده و در قسمتهاي بعدي مخاطبان، ملوديها و قطعات جديدتري از موسيقي مختارنامه را خواهند شنيد. يكي از تفاوتهاي موسيقي مختار با سريالهاي ديگر در همين است كه موسيقي هر قسمت براي همان قسمت بازسازي و اجرا ميشود. نه اينكه لزوما تمهاي جديدي به آن اضافه شود اما شكل پردازش آن با قسمت قبلي متناسب با قصه و موقعيت درام فرق ميكند.
يعني اين سريال تقريبا 40 قطعه ملودي دارد؟
شايد بهتر باشد بگوييم 4000 قطعه! چون در هر قسمت چندين ملودي و تم مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. البته اين حجم زياد موسيقي با توجه به نياز دراماتيكي قصه تناسب منطقي دارد.




سيد رضا صائمي