مورد عجيب فيس بوك!

اين فيس بوك هم مورد عجيب و غريبي است. به شدت اعتياد آور با جذابيت هاي كاذب! وقتي فيسك باز مي شوي كمتر وبلاگ نويسي مي كني حتي وبلاگ بازي هم تعطيل مي شود. شبكه هاي مجازي واقعا دارد جاي روابط طبيعي را مي گيرد و آدمي دوست دارد تا خود را بازنمايي كند تا اينكه به نمايش واقعي خود در زندگي مشغول باشد. احتمالا اين هم يك عادت مدرن زودگذريست كه از سرمان مي پرد!

چهارشنبه سوري!!

چهارشنبه ها هم براي من داستاني شده است تا نيمه هاي شب بايد در سروش بمانم كه صفحات مجله نهاي شود. حساسيت روي تيترها و اخبار و نقد و گفتگوها به حدي است كه يك اشتباه كوچك ممكن است يا مجله  يا خودت را بر باد دهد. بيخود نيست كه مي گويند روزنامه نگاري راه رفتن روي ميدان مين است. حالا براي من چهارشنبه هاي هر هفته چهارشنبه سوري است كه اميدوارم چهارشنبه سوزي نشود.

هر شب تنهایی

حالا که روزها بلند تر می شود هر شب تنهایی من کوتاه تر می شود. هر شب تنهایی چه تجربه عجیبی، سرشار از سکوت و غریبی!

رسالت نقد

رسالت منتقد رسیدن به آگاهی مولف نیست این کار مولف است که تا ناخودآگاه خود را در نقد جستجو کند

یک سوال فلسفی!

تا حالا به این تعابیر متضاد از رابطه جنسی توجه کردید: از یک سو مظهر رفتار ضد اخلاقی، فحشا و فساد و بی ناموسی و هرزگی و بی بند و باری و... از سوی دیگر محصول پیوند مبارک ازدواج و ثمره زندگی (بچه)،تجلی عشق و اوج رابطه عاطفی و آرامش روحی و تنش زدایی جسمی و....ما آخرش نفهمیدیم این رابطه کثیف است یا مقدس؟!!!

اين نمايشگاه لعنتي!

بازهم نمايشگاه كتاب، خستگي و نوستالوژيهايش و بي پولي و حسرت كتاب هاي نخريده!!!!!

تنهايي ديجيتالي

 
 
اگر بخواهیم نگاهی جامعه‌شناختی به وسایل ارتباط جمعی مدرن در جامعه ایرانی داشته باشیم، بالطبع باید كاركرد اجتماعی آن را در نظر بگیريم و این‌كه این ابزارهای نوین ارتباطی به همنوایی و انسجام گروهی در جامعه كمك كرده و انسان‌ها را به هم نزدیك‌تر می‌كند.
اما با عمیق‌شدن در كاركردها و لایه‌های پنهان این وسایل به موقعیت متضاد دست می‌يابیم به این معنی كه ابزارهای نوین ارتباطی مثل تلفن همراه یا اینترنت بیش از آن‌كه به عنوان مظاهر وسايل ارتباط جمعی محسوب شوند به یك نوع فردیت و فردگرایی مدرن دامن زده‌اند و برعكس نام یا كاركرد ظاهریشان به جدایی و فاصله بیشتر آدم‌ها دامن زده‌اند. اگرچه امروزه به واسطه گسترش ارتباطات الكترونیك شاهد توسعه روابط فردی و مناسبات انسانی آدمی‌ در سطح جهانی هستیم، اما این روابط به ظاهر گسترده به گوشه یك اتاق و پشت میز رایانه ختم شده است. فردگرایی و اصالت هویت فردی یكی از ویژگي‌های انسان و جوامع مدرن است كه هم توسط این ابزارها و ساختارهای جدید ارتباطی شكل گرفته و توسعه یافته و هم فردگرایی انسان جدید، میل به استفاده از این ابزارها را افزایش داده است.

به عبارت دیگر میل به گریز از دیگری امروزه به واسطه تكنولوژی‌های ارتباطی فراهم شده و حتی بخشی از ماهیت محتاط، گریزنده و بی‌حوصله ما در استفاده افراطی از این ابزارها فرافكنی می‌شود. بهره‌گیری از این وسايل ما را واجد یك دوگانگی رفتاری كرده به طوری كه حتی زمانی كه به ارتباط با فردی گرایش داریم از او می‌گریزیم و اشتیاق ما به دیگری با ترس و هراس از وی همراه می‌شود. بسط شبكه‌های مجازی از موبایل و اس‌ام‌اسش تا اینترنت و فیس‌بوكش بخشی از این تعارض پنهان را بازنمایی می‌كند این‌طوری انگار هم از دیگران مصون می‌مانیم و هم با آنها معاشرت می‌كنیم. این شمایلی تازه از تنهایی انسان معاصراست!

اگر بخواهیم كمی‌ مصداقی‌تر به این موضوع بپردازیم می‌توانیم به كمرنگ شدن مناسبات سنتی و روابط انسانی و چهره به چهره ایرانیان متاثر از این آیین‌ها اشاره كنیم. شاید در سال‌های دورتر برخود واجب می‌دانستیم كه به مناسبت عید یا هر مناسبت دیگری به نزدیكان و دوستان خود سری بزنیم و صله رحم كنیم، اما امروز به واسطه گسترش استفاده از تلفن همراه و امكانی مثل پیامك به ارسال یك پیامك بسنده می‌كنیم و تنهایی خود را بر حضور در كنار دیگری ترجیح می‌دهیم. گرچه بسط تكنولوژی‌های نوین مثل اینترنت بسیاری از روابط شغلی و حرفه‌ای را آسان‌تر كرده، اما در عمل به تجلی بیشتر فردیت انسان‌ها در جامعه كمك كرده است. خیلی از مواقع ما به جای تماس حضوری یا صوتی با همكاران خود ترجیح می‌دهیم از طریق ایمیل، یاهو مسنجر یا فیس‌بوك با او ارتباط برقرار كنیم و مدام از حضور دیگری یا ظهور خود در نزد دیگری گریزانیم.

توسعه كمی ‌وسايل ارتباطی نوین به افت كیفی روابط چهره به چهره و فیزیكی انسان‌ها دامن زده است. تنهایی دیجیتالی را در سطح عمومی‌ نهادینه می‌كند. انسان معاصر در عین برخورداربودن از انواع مختلف و متنوع ابزارهایی ارتباطی روزبه‌روز تنهاتر شده و درلاك فردیت خود پنهان می‌شود. شیرینی و جذابیت پنهان روابط مجازی نیز گاه موجب می‌شود تا تلخی این واقعیت اجتماعی كمتر حس شود و با توسعه روزافزون انواع امكانات جدید این وسایل، انسان‌ها بیشتر به دنیای درونی و شخصی‌تر خود پناه می‌برند و چه بسا ریشه بسیاری از افسردگی‌ها و بداخلاقی‌های اجتماعی در فهم این موضوع قابل درك باشد. «تنهایی دیجیتالی» البته كاركردهای مثبتی هم دارد و صرفا یك تنهایی پوچ و كسل‌كننده نیست، اما بسط افراطی آن می‌تواند افسردگی و انزوای انسانی را در جامعه دامن بزند. تنهایی دیجیتالی با اجتماعی‌بودن اجباری گاه 2 روی یك سكه‌اند كه هیچ‌كدام با فطرت و سرشت آدمی ‌سر سازگاری ندارد

آشتي من و پوريا پورسرخ!

 

 

 ظاهرا پوريا پورسرخ بر اثر سوتفاهمي كه به واسطه خواندن مصاحبه اي از من برايش پيش آمده بود ازم دلخور بوده و البته مي گفت از نقدهاي كه درباره بازي من نوشتي ناراحت نيستم و اتفاقا نقدهاي تو و مهرزاد دانش را درباره خودم با جديت مي خوانم و همه انها را ارشيو كرده ام. حتي يادش بود كه مهرزاد در برخي نقدهايش به بازي او انتقاد داشته با اين حال از او به عنوان منتقد با سواد ياد مي كرد. واقعا هم مهرزاد دانش منتقد با دانش است .به هر حال پرونده سروش درباره سريال مسير انحرافي و گفتگو با وي بهانه اي براي رفع اين دلخوري شد. با اين حال به پوريا گفتم كه حساب حساب است و كاكا برادر. در نقدهاي بعديم به اصول حرفه اي نقد پايبندم نه دوستيمان و او هم قبول كرد.

 

همينطوري!!

آهسته از کنار نگاهم عبور کرد

آرامش قشنگ مرا غرق شور کرد

شاید که عاشق شده ام دوست دارمش

این جمله مثل برق به ذهنم خطور کرد

مهتاب وار توی شبم پا نهاد و بعد

شب های سوت و کور مرا غرق نور کرد

من را به درک تازه تری از خودم رسا ند

خورشید مهر بود که در من ظهور کرد

مشغول خورد و خواب و چه دانم از این قبیل

بودم که عشق مقصد من را شعور کرد

من توی خواب هم به تو دستم نمی رسید

این را خدای خوب خودم جفت و جور کرد

ای کاش پیش از این شده بودی نصیب من

بی شک در این زمینه خدا هم قصور کرد