: «مختارنامه» سند پختگي و كمال «داوود ميرباقري» است

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» ساخته داود ميرباقري مدتي است كه از شبكه اول سيما در حال پخش است، اين مجموعه پس از پخش دو سريال «امام علي (ع)» و «معصوميت از دست رفته» سه گانه «داوود ميرباقري» در زمينه سريالهاي تاريخي به شمار ميرود.
بنابراين گزارش، اين سريال سه بخش دارد كه در بخش نخست جواني زندگي «مختار ثقفي» و در دو بخش ديگر به ميانسالي تا شهادت وي را به تصوير ميكشد.
در گفتوگو با «سيد رضا صائمي» منتقد و روزنامهنگار سينما و تلويزيون نظر وي را در مورد اين سريال جويا شدهايم.
* نظرتان را در مورد اين سريال براي ما بگوييد؟
- به نظر من مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» نمونه موفقي از يك سريال تاريخي - مذهبي است كه در عين امتيازهاي تكنيكي و ساختاري از روايتي جذاب در بيان قصه و فضاسازي تاريخي برخوردار بوده و انتظار مخاطب از «داوود ميرباقري» را برآورده ميكند. سريال «مختارنامه» توانسته است با تكيه بر روانشناسي ديني مخاطبان و پس زمينه حادثه عاشورا، قصه خود را با بازنمايي شمايلي اسطورهاي از قهرمان خود ترسيم كند و برخي مفاهيم و انگارههاي اخلاقي كه ريشه در انديشههاي مذهب شيعه دارد در بستر تصوير، صورتبندي كند.
* شما بازيهاي سريال «مختارنامه» را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
- به نظر من يكي از ويژگيهاي «داوود ميرباقري» انتخاب درست بازيگر براي نقش و هدايت دقيق آن در جهت هماهنگي با پرسوناژ است. هنوز هم بسياري از ما سريال «امام علي (ع)» را با قدرت بازيگرانش به ياد ميآوريم. سريال «مختارنامه» نيز واجد همين ويژگي است. يعني در كنار جذابيتهاي دراماتيكي سريال از حيث داستانپردازي و خود قصه اين بازهاي حرفهاي و استاندارد است كه بر جذابيت كار افزوده است. «داوود ميرباقري» با نوع بازيهايي كه از بازيگرانش ميگيرد تصوير ذهني تماشاگر از شخصيتهاي قصه را كه ريشه در يك واقعيت تاريخي دارند با كاراكتري كه خلق ميكند چنان منطبق و مستحكم ميكند كه در حافظه هنري مخاطب به نقش و چهرهاي ماندگار بدل ميشود. نميشود از بازيگري در سريال «مختارنامه» سخن گفت و از نقشآفريني درخشان «فرهاد اصلاني» در نقش «ابن زياد» چيزي نگفت. اين نقش نقطه عطفي در كارنامه «فرهاد اصلاني» خواهد بود. بازيهايي كه شخصيتهاي اين قصه را به يك كاراكتر تيپيكال تقليل نداد و نه فقط نقش كه گويي خود آنها را در ساحت تصوير احياء كرد.
* سريال «مختارنامه» تا به حال منطقي جلو رفته است؟
- به نظر من مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» با توجه به اينكه در نسبت با قيام امام حسين (ع) شكل گرفته است، فرايندي منطقي را در روايت طي كرده و با ترسيم موقعيت تاريخي كوفه و به تصوير كشيدن شرايط جهان اسلام در سال 60 هجري توانسته است با مقدمه چيني مناسب فضاي سريال را براي روايت قيام مختار آماده كند.
* به نظر شما «مختارنامه» در كارنامه «داوود ميرباقري» چه جايگاهي دارد؟
- به نظر من سريال «مختارنامه» سند پختگي و كمال «داوود ميرباقري» در ساخت سريالهاي تاريخي- ديني است و نشان داد كه او وقت و هزينهاي را كه براي اين كار صرف شده هدر نداده است. پس از سريال به يادماندني «امام علي (ع)» و «معصوميت از دست رفته»، اينك با سريال «مختارنامه»، «داوود ميرباقري» سه گانه خود را در ساخت سريال مذهبي با هنرمندي تمام، تكميل كرده است.
* به نظر شما درباره بازي «فربيرز عربنيا» در نقش «مختار ثقفي» چيست؟
- به نظر من چشمان نافذ، چهره جدي، كمي عبوس، صداي خشدار «فريبرز عربنيا» و البته بازي قابل قبولش كمك كرد تا مخاطب بتواند چهره «مختار ثقفي» را در سيماي او تداعي كرده و باور كند. او توانست وجوه كاريزماتيك «مختار ثقفي» را در نوع بازي خود تجلي دهد تا قهرمان بودن «مختار ثقفي» براي مخاطب باورپذير باشد. بعد از اين «فربيز عربنيا» را با شمايل «مختار ثقفي» به ياد خواهيم سپرد.
* شما اين سريال از لحاظ فني مثل گريم، تصويربرداري و ... چگونه ارزيابي ميكنيد؟
- به نظر من يكي از امتيازات مهم سريال «مختارنامه» و برترياش نسبت به سريال «امام علي(ع)» در پرداخت به جزييات، ساختار تكنيكي و سينمايي كار است. از تصويربرداري و فرم بصري سريال گرفته تا طراحي صحنه، گريم و مولفههاي فني ديگر. جلوههاي بصري مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» و جذابيت در رنگآميزي اثر با تمهيداتي كه در ترسيم لوكيشن سريال و دكورسازيها صورت گرفته نشان از وسواس و مسئوليت پذيري كارگردان در ساخت اين مجموعه دارد.
* به نظر شما «مختارنامه» از «امام علي (ع)» جلوتر است يا عقبتر؟
- به نظر من از حيث تكنيكي، كارگرداني، حجم و ظرفيت كار البته سريال «مختارنامه» نمره بهتري از سريال «امام علي (ع)» ميگيرد ولي اين را هم در نظر داشته باشيم كه سريال «امام علي (ع)» نخستين تجربه كارگردان در ساخت مجموعههاي تاريخي - مذهبي بود و البته قهرمان آن سريال كسي بود كه نه فقط مقتداي و الگوي «مختار» كه تمثيل، نماد اخلاق، جوانمردي و سلسله جنبان عشق بود. اسطورهاي كه مخاطب حس، حال، ارادت و عشق خاصي به آن داشت كه قابل قياس با سريال «مختار» نيست. البته سريال «مختارنامه» از اين امتياز برخوردار است كه چهره قهرمانش قابل رويت است.
* شما تيتراژ ابتدايي «مختارنامه» را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
- به نظر من هم تيتراژ ورودي كار و هم موسيقي كه براي سريال ساخته شده است كاملاً با فضاي قصه و داستان هماهنگ است و لحن نوحه گونه آن به واسطه ارتباط قيام «مختار ثقفي» با قيام كربلا هارموني مناسبي دارد. در واقع موسيقي متن سريال واجد دو سويه حماسي و تراژدي قصهاي است كه روايت ميشود.
*آيا «مختارنامه» با تاريخ همخواني دارد يا خير؟
- پاسخ اين سوال با مورخان است نه منتقدان. ضمن اينكه ژانر تاريخي در عين وفاداري به واقعيت بايد در ساختاري دراماتيك، صورتبندي شود. در اين كار دشوار البته خيال و واقعيت بايد چنان در كنار هم بنشيند و بياميزند كه نه تاريخ تحريف شود و نه قصه از درام تهي گردد.
به نظر من سريال «مختارنامه» از حيث مضمون و جايگاهي كه در تاريخ سياسي اسلام دارد قابليت تاويل پذيري و تشبيهسازي بالايي داشته و ممكن است با رويكردهاي جناحي يا حب و بغضهاي شخصي، تفسير به راي شود. اين ويژگي در عين جذابيت و پويايي كه ميتواند به سريال ببخشد با اين خطر نيز مواجه است كه به متر و معيارهاي فردي، جناحي و سياسي گروهي براي اثبات حقانيت خود و باطل بودن ديگران بدل شود. اميدوارم كه سريال «مختارنامه» فارغ از اين كشمكشها و مناقشات ديده شود كه اين قصه ز سوز جگر آمد
-----------------------------------------------------------------------------------------------
بخشی از مصاحبه که حذف شده بود:
آيا مختارنامه نظر علما را نيز تاييد ميكند يا خير؟
- پاسخ این پرسش نیز به متخصصان این حوزه مربوط می شود اما اگر قدرت معنوی و بازنمایی سویه روحانی و اخلاقی سریال را ملاک قرار دهیم به نظرم مختارنامه بتواند رضایت علما را نیز جلب کند. هر چند که درنقد و تحلیل یک اثر هنری نمی توان حکم فقهی صادر کرد.




سيد رضا صائمي