تصویر وارونه بازیگری در سینما


هیچ شکی نیست که بازیگری بزرگترین وسوسه سینماست و درمیان انواع کالاهای جذابی که پشت ویترین سینما چیده شده اولین چیزی که به چشم می آید و دلبری می کند همین بازیگری است که عقل و هوش خیلی ها را دزدیده و مسیر زندگی آنها را تغییر داده است. در میان همین افرادی که عشق فیلم و عاشق بازیگری بودند برخی موفق شدند که پای در سینما بگذارند و بازیگر شوند اما بسیاری هم در مشاغل دیگری از صنعت بزرگ سینما مشغول به کار شدند یا استعداد و توانایی خود را در مهارت های دیگری از هنر هفتم شناسایی و کشف کردند. هستند کارگردان ها و دوبلورهای بزرگی که با هدف و میل به بازیگری وارد این عرصه شدند اما به هر دلیلی سر از هنری دیگر درآوردند. اما همواره این عشق به بازیگری و ستاره شدن بود و هست که درهای سینما را به روی افراد زیادی باز می کند یا مسیر زندگی خیلیها از آنها را تغییر می دهد هرچند که سرنوشت با سرشت آدمی پیوندی عمیق دارد و بازیگری نه فقط مهارت که پیش از آن هنری است که اگر استعداد ذاتی آن در کسی وجود نداشته باشد نمی تواند در این حرفه موفق شود و یا دست کم به مرحله ستاره شدن برسد. اساسا این ستاره های سینمایی هستند که جلوه بازیگری را جذاب و دلربا می سازند و وسوسه بازیگری را در سطح جامعه دامن می زنند اما سوپراستار بودن راه دشواری است که به سادگی فراهم نمی شود و البته به این سادگی و جذابیتی که به نظر می رسد هم نیست. این حقیقت را بارها و بارها خود بازیگران و ستاره های سینمای در مصاحبه هایشان گفته اند و به دردسرها و دشواری های این موقعیت اشاره کرده اند. چه بسیار افرادی که در آرزوی ستاره شدن هستند در عمل نخواهند یا نتوانند بها و هزینه این منزلت حرفه ای را پرداخته کرده و به سختی های این کار،تن دهند! حالا بماند که این موقعیت برای زنان، مشکلات و معضلات مضاعفی هم دارد.
اگر بخواهیم این میل و عطش به بازیگری را در میان جوانان از حیث روانشناسی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار دهیم مطلب به درازا می کشد و خارج از حوصله و هدف این مقاله است اما دست کم می توان خیلی کوتاه اشاره کرد که شهرت، محبوبیت و ثروث که در ذات بازیگری و البته ستاره شدن وجود دارد ریشه های روانی این علاقه شدید را بازنمایی می کند و منزلت و قدرت اجتماعی که به واسطه دستیابی به این جایگاه برای فرد ایجاد می شود دلایل جامعه شناسانه گرایش به این حرفه است که البته با توجه به فرهنگ شناسی های مختلف در جوامع گوناگون دلایل دیگری هم می توان برای آن برشمرد. جالب اینکه هیچ زبان و ابزاری به اندازه خود سینما از این وسوسه سخن نگفته و تصویر کلیشه ای، رویایی و چه بسا دروغین این میل عمومی را به تصویر نکشیده است. مصداق بحث ما در اینجا همین سینمای خودمان است که در آن انواع و اقسام فیلمهایی تولید شده که قصد داشتند این تصویر وارونه را به نمایش گذاشته و با وارد شدن به دنیای درونی و خصوصی ستاره های سینما و اصلا خود سینما، واقعیت را به تصویر بکشند. شاید یکی از واقعی ترین سوژه های که بر پرده خیالی سینما نقش بسته است زمانی است که سینما خود به سوژه و قصه خود بدل شده و پرده از پرده خویش برداشته است.شاید یکی از متاخرترین فیلمهایی که این موضوع را دستمایه روایت خود قرار داده سوپراستار تهمینه میلانی باشد که خیلی آشکار و صریح به موقعیت دروغین و حتی سیاه و تاریک یک ستاره سینمایی پرداخته و زندگی بازیگری به نام کوروش زند( با بازی شهاب حسینی) را روایت می کند که تا خرخره در فساد و تباهی غرق شده و خودش از این ستاره بودن خسته است.او اگرچه در نظر مردم ستاره پرنور و درخشانی است اما در بطن خود انسانی خسته و بریده است که جز سیاهی و ظلمت چیزی نمی بیند. همین مساله در «کلوز آپ نمای نزدیک» عباس کیارستمی نیز دیده می شود که البته یک قصه واقعی را روایت می کند. دریکی از سکانس های فیلم محسن مخملباف به سبزیان که خود را به جای او جا زده بود می گوید که خودش از مخلباف بودن خسته است آنوقت تو می خواهی مخملباف شوی. واقعیت این است که ستاره بودن صرفا در بازیگری ختم نمی شود و تا کارگردان بودن هم امتداد می یابد اما نه هیچ شغل سینمایی به اندازه بازیگری، ظرفیت ستاره سازی ندارد. خود همین مخلمباف در فیلم سینمایی« هنرپیشه» نیز همین موقعیت را با بازی خوب اکبر عبدی به نمایش می گذارد تا تصویر پوشالی یک بازیگر سینما را نشان دهد. البته مخملباف در فیلم به یاد ماندنی « سلام سینما» اساسا عشق به هنر سینما و میل دیوانه وار به بازیگری را در یک روایت مستند گونه به تصویر می کشد و واقعیت رنج آور این حرفه را به علاقمند آن نشان می دهد. در یکی از سکانس ها مخلمباف از محرم زینال زاده که قهرمان بای یکل ران وی بود می پرسد که از بدبختی ها و آوارگی هایی که برای بازیگر شدن کشیده بگوید و ثابت کند که بازیگری شغل سخت و طاقت فرسایی است. نمونه جذاب این آوارگی و دربه دری را می توان در فیلم میهمان مامان داریوش مهرجویی و در تصویر کاراکتر حسن پور شیرازی، سراغ گرفت که عشق به بازیگری و سینما، همه چیز را از او گرفته و به قول خودش او به خاطر سینما جوانی و سلامت و زندگیش را فدا کرده است. یک عشق فیلمی که در نهایت به آپارتچی شدن سینما دلخوش کرد و با تمام بدبختی و نداری آن کنار آمد. او در حالی به سینما عشق می ورزید و پوشتر انواع بازیگران و فیلمهایشان را به در و دیوار خانه نصب می کرد که توان پذیرایی از یک میهمان را نداشت و خانواده اش در فقر و مضیغه به سر می بردند. او در حالی با همکاران و کسانی مثل خودش از سینما و هنرپیشه های مورد علاقه اش حرف می زد و آواز می خواند که آن سوی درب، زن و فرزندش با سیلی صورت خود را جلوی غربیه ها سرخ نگه می داشتند.
از جمله فیلمهایی که زندگی یک سوپراستار واقعی سینمای ایران را دستمایه قصه خود قرار داده بود « توفیق اجباری» محمد حسین لطیفی بود که داستان یا بهتر بگویم زندگی واقعی محمد رضا گلزار را که شایده نقطه ایده ال بازیگری برای جوانان باشد روایت می کرد که چقدر میان تصویر بیرونی و تصوری که مردم و علاقمندنش به وی دارند با زندگی واقعیش متفاوت است.آن شیرینی و جذابیتی که از بیرون نمایان است و حداقل اینگونه به نظر می رسد در واقعیت بسیار تلخ و گزنده است و مشکلات زیادی دارد. از جمله آثاری که در این سالها به پشت پرده سینما پرداخته و اتفاقا بازیگری را محور داستان خود کرده است سه گانه فریدون جیرانی به نام های ستاره است، ستاره بود و ستاره می شود، است که موقعیت پرهزینه و خطرناک بازیگری در سینما را روایت می کند و از دشواری ها ستاره بودن و ماندن می گوید.در این سه گانه سه ستاره در سه دوره تاریخی مختلف به تصویر کشیده می شود تا موید این نکته باشد که بازیگری در هر دوره تاریخی مشکلات خاص خود را دارد.شاید آخرین فیلمی که در ذهن نگارنده درباره دنیای واقعی سینما و ستارگانش به یاد است فیلم«وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی باشد که آنهم به نوبه خود پرده از واقعیت سینما و بازیگری برمی دارد و به زد و بندها و مناسبات تجاری و غیراخلاقی که پس این شغل و موقعیت وجود دارد پرداخته و آن را برملاء می کند.
با این حال بازیگری همیشه به عنوان شغلی جذاب و محبوب در میان جوانان طرفدار داشته و بسیاری از علاقمندان سینما را جادو می کند. حتی اگر صدها فیلم داستانی و مستند دیگر هم درباره این سوژه ساخته شود بازهم نمی توان میل به بازیگری را در نسل جوان کاهش دهد و آنها را از گام نهادن در این مسیر، منصرف کرد. ستاره شدن به ویژه در سینما همیشه برای مردم ما جذاب است حتی اگر درباره دروغین بودن آن صدها فیلم ساخته شود. جذابیت و جادویی بودن سینما در همین راز نهفته است