مخاطب شناسي اخبار

مخاطبان اخبار را ميتوان به چند گروه و دسته تقسيم كرد. بخشي از مخاطبان كه صاحب مسووليت و تعهد در يكي از پستهاي مديريتي كشور هستند بويژه سياستمداران و ديپلماتها كه يكي از برنامههاي روزانه آنها پيگيري اخبار و رخدادهاي داخلي و خارجي است.
اين دسته از مخاطبان چه بسا خود منبع خبر بوده و بسياري از اخبار توليد شده به حوزه مديريتي آنها مربوط ميشود. از نگاهي ديگر ميتوان اين افراد و اشخاص تحصيلكرده را جزو مخاطبان خاص و نخبهاي دانست كه با خودآگاهي بيشتري به شنيدن اخبار مينشينند.
گروه ديگري كه شايد طيف بيشتري از مخاطبان اخبار را شامل شوند، افرادي هستند كه بيشتر آنها را كارمندان دولت و بازاريان تشكيل ميدهند كه بيش از هر برنامه ديگري به تماشاي اخبار علاقه دارند.
اگر بخواهيم جنسيت را معيار اين تقسيمبندي قرار دهيم معمولا مردان بيش از زنان به شنيدن اخبار گرايش دارند و زنان بيشتر ترجيح ميدهند كه فيلم و سريالهاي تلويزيوني و برنامههاي آموزشي را تماشا كنند؛ البته اين يك قاعد كلي نيست و هستند خانمهاي خانهداري كه به اخبارهم علاقه دارند، اما تجربه نشان داده است كه زنان شاغل بويژه زنان كارمند، بيشتر مخاطب بخشهاي خبري هستند تا مثلا دختران جوان يا زنان خانهدار. قطعا پخش خبر درباره حقوق كارمندان، تعطيلات مناسبتي يا تسهيلاتي كه دولت براي كارمندان خود قائل است براي يك زن كارمند جذابيت بيشتري دارد تا يك زن خانهدار. واقعيت اين است كه مخاطبان اخبار را نميتوان بر اساس ساختار كلي بخش خبري تقسيمبندي كرد و در اينجا نوع خبر و محتوا و مضمون آن است كه مخاطبان اين بخش را شكل ميدهد. مثلا جوانان بخصوص پسران به اخبار ورزشي و هنري و فرهنگي علاقه بيشتري دارند يا بازاريان به اخبار مربوط به قيمت سكه و طلا يا فراز و نشيب بورس يا آخرين قوانين چك، سفته و قيمت و سهميه بنزين. دانشآموزان هم به اخبار مرتبط به مدارس، تغيير كتابهاي درسي يا اخبار مربوط به كنكور و آزمون سراسري و امثالهم. در اين تقسيمبندي ميتوان عوامل و متغيرهاي ديگري را هم اضافه كرد مثلا قوميت و نژاد يك عامل پسزمينهاي و موثر است كه موجب ميشود، مثلا فردي از استان شيراز از شنيدن اخبار مربوط به استان و شهر خود بيشتر لذت ببرد و آن را دنبال كند.
به عبارت ديگر اخبار را با توجه به دامنه درگيري و مرتبط بودن آن با اقشار مختلف اجتماعي ميتوان به انواع و اقسام مختلفي تقسيم كرد. مثلا اخبار مربوط به سهام عدالت، سهميهبندي يارانهها كه به مسائل و منافع عمومي جامعه وابسته هستند، همواره مخاطبان زيادي داشته و تفسير اين جنس اخبار نه فقط در بخش گزارش خبري يا تفسير خبر كه در محافل خانوادگي و اماكن عمومي هم گسترش مييابد و بازتفسير و بازتوليد ميشود.
به همين دليل كساني كه شغل آنها به گونهاي است كه با عموم مردم و در واقع افكار عمومي سروكار دارند بيشتر شنونده اخبار هستند.
مثلا توجه كنيد به رانندگان تاكسي كه اكثر اوقات راديوي اتومبيل آنها روشن است و از اين موج به آن موج ميروند تا بتوانند جديدترين اخبار را رصد كنند.
يكي از اصطلاحاتي كه از قديم درباره راديو و تلويزيون بزرگترهاي ما به كار ميبردند اين بود كه اخبار را گوش كنيم، ببينيم دنيا دست كيست؟ تمايل به ديدن و شنيدن اخبار صرفا به دليل نوع رخدادها و حوادث و جذابيتهاي خبري آن نيست. پيگيري اخبار از حيث روانشناختي به نوعي احساس خودآگاهي به مخاطب ميدهد كه در عين لذت بخش بودن، اقناع كننده هم هست.
نظام طبقاتي مخاطبان را هم بايد در اين جريانشناسي لحاظ كرد. مثلا براي طبقات كم درآمد و فقير اخبار مربوط به سهميهبندي بنزين يا نوسان قيمت اتومبيل چندان جذاب نيست، ولي از سوي ديگر اخبار مربوط به اجارهبهاي خانه يا اعلام بن خواربار و... اهميت زيادي داشته باشد.
در واقع اخبار متناسب با نوع مخاطب و خاستگاه طبقاتي و اجتماعي او ارزشگذاري ميشود و هر مخاطبي اخبار مرتبط با زندگي خود را دنبال ميكند.
اگرچه خود رسانهها و تهيهكنندگان و گويندگان اخبار با استفاده از تمهيدات و تكنيكهاي خبري برخي از رويدادها را برجستهتر و پررنگتر ميكنند تا توجه مخاطب را به اين اخبار بيشتر كنند، اما در نهايت دروازهبان اصلي اخبار مخاطباني هستند كه به برخي از اخبار توجه بيشتري نشان ميدهند و ارزش آنها را بيشتر ميكنند؛ البته بخشي از ارزش خبر به تاثيرات اجتماعي و دامنه آن برميگردد و اين كه يك خبر چند درصد از افراد جامعه را دربرگرفته و شامل ميشود.
در اين ميان برخي اخبار مثل اخبار آب و هوا يا تعطيلات رسمي هميشه و براي هم واجد اهميت و جذابيت است.
اساسا اخبار به اين خاطر اهميت دارد كه مردم بسياري از برنامههاي زندگي خود را با آن هماهنگ ميكنند.
كمترين مثال آن كه از قديم رسم بوده تنظيم ساعت شخصي با ساعت پخش اخبار باشد. خبر همچون يك سريال يا فيلم سينمايي صرفا براي تامين سرگرمي و اغناي اوقات فراغت نيست، بلكه به شكل مستقيم و غيرمستقيم با زندگي روزمره و آتي كل مخاطبان خود ارتباط دارد، لذا گزافه نيست اگر بگوييم هيج برنامه تلويزيوني به اندازه اخبار، مخاطب ندارد.
سيد رضا صائمي