حکایت خبرگزاری فارس و اصغر فرهادی!


اخلاق انسانی به کنار! دست کم شرافت و اخلاق حرفه ای ایجاب می کند تا رسانه که نماینده افکار عمومی و متاثر بر آن است خود را بیش از هر سازمان و نهاد حقوقی دیگر ملتزم به رعایت آن بداند و خبرگزاری فارس که خود را متعلق به تفکر و ایدئولوژی اسلامی می داند بیشتر! فیلم تحسین شده "جدایی نادر از سیمن" هم در داخل و هم خارج از کشور مورد توجه و تایید بسیاری از مردم ، روشنفکران،منتقدان و حتی سیاستمداران قرار گرفته و باعث افتخار و اعتبار ملی است که اکنون در مقام هفتمین فیلم پرفروش سینمای جهان قرار گرفته است. این خبرگزاری به واسطه مخالفت ها و کینه های شخصی و ایدئولوژیک با شخص اصغر فرهادی نه فیلمهایش مدام تلاش می کند تا از هرگوشه و کناری که انتقاد و اشکالی بر این فیلم وارد شده برجسته کند و از آن به عنوان یک نقطه ضعف و چماق برای کوبیدن فیلم و سازنده اش بهره بگیرد. همانطوری که تلاش می کند تا با آسمان و ریسمان بافتن و بهره گیری از هر نوع ترفند تبلیغاتی، اخراجی ها و پایان نامه را شاهکار جلوه دهد! این خبرگزاری اخیرا با انتشار نقد یک منتقد اسکاتلندی درباره پایان بندی مبهم "جدایی نادر از سیمن" سناریوی ستز با اصقر فرهادی را ادامه می دهد. جالب اینکه خبرگزاری محترم! فقط این بخش از نقد را برجسته کرده و تبدیل به تیتر می کند! در حالی که منتقد روزنامه اسكاتمن تحلیل خود را به این صورت می نویسد که : "اين فيلم را تا حدودي هيچكاكي ناميده است، از نظر او اين فيلم مثل يك افسانه اخلاقي ميماند كه از استرسها و فشارهاي يك فيلم كلاسيك كارآگاهي برخوردار است كه اين استرس در طور فيلم افزايش مييابد تا جايي كه تماشاچي را سرجايش ميخكوب ميكند، فقط مسئله تعجبانگيزي كه در اين باره وجود دارد اين است كه چرا فرهادي تماشاچي را بدون پاياني مشخص و با سوالات فراوان رها كرده است"
جالب اینکه خبرنگار فارس در زمان جشنواره و پس از نمایش فیلم جدایی نادر از سیمین از نگارنده مصاحبه ای کرد که به دلیل تجلیلی که از این فیلم کردم از انتشار آن خود داری کرد و به سرویس سینمایی فارس دستور داده شد که فقط نقد منفی درباره فیلم فرهادی منتشر شود! متاسفانه منافع، مصالح و مرزبندی های سیاسی- ایدئولوژیک در رسانه های ما تا فرو پاشی اخلاق حرفه ای و انسانی پیش رفته است و من نمی دانم که چرا این خبرگزاری سرویس سینما و تلویزیون خود را با سرویس سیاسی اش ادغام نمی کند! برخورد و نقد سیاسی با یک اثر هنری - فرهنگی را با کدام الگوی اخلاقی و عقلانی می توان تبیین کرد؟ آیا عملکرد خبرگزاری فارس درباره جدایی نادر از سیمین در چند ماه گذشته، خود گواه صادقی بر فروپاشی اخلاق و دروغ و بی اعتمادی نیست که مضمون این فیلم را تشکیل می دهد. آیا در چنین جامعه ای که به جدایی جامعه از اخلاق سوق پیدا کرده به ساخت چنین آثاری بیشتر نیاز نداریم؟
سيد رضا صائمي