مرهمی برای مرهم

شاید شما هم شنیده باشید که هیچ خیاطی لباسی که همکارش دوخته را قبول ندارد وآن را بر تن مشتری گشاد یا تنگ می داند مگر اینکه خودش آن را دوخته باشد. وقتی برای اصلاح موهای سرت به آرایشگاه جدیدی می روی اول با این سوال مواجه می شوی که دفعه پیش موهایتان را کجا کوتاه کرده اید خیلی بد اصلاح کرده است. ازآن طرف هم هیچ بغالی نمی گوید که ماست من ترش است.این قصه احتمالا درهرشغل وحرفه دیگری نیزقابل تعمیم است و البته تعجبی نیست که به قول علی حاتمی همه چیزمان به همه چیزمان می آید. این رفتارشناسی عمومی را ازحیث جامعه شناختی هم می توان واکاوی کرد که از این منظر به یک وضعیت دوگانه می رسیم. هم از یک سو فردیتی که برساخته تجربه مدرنیته است میل به فردگرایی را برمی انگیزد و هم جمع گرایی سنتی همچنان در فرهنگ ما ریشه دارد. حاصل؛ یک موقعیت پارادوکسیکال است که تحلیل رفتارهای اجتماعی ایرانیان را پیچیده می کند. هم مرغ همسایه غاز است و هم مرغ ما یک پا دارد! هم به خودشیفتگی دچاریم و هم به خود کم بینی گرفتار. این پارادوکس فرهنگی در ساحت هنراز جمله سینما عمیق ترهم می شود که اینجا بستر کمال گرایی و برتربودن فراهم تر است. به همین دلیل است که حسادت و تنگ نظری هم تحمل نقدپذیری را کاهش داده و هم امکان تجلیل و تمجید را برنمی تابد. با این حال حمایت و همدلی جمعی از سینماگران شاخص همچون فرهادی و فتحی یا بیضایی و رادان و دیگران از فیلم مرهم علیرضا داوود نژاد در فضای تنگ نظرانه و کیتنه توزانه ای که متاسفانه نه درمناسبات سینمایی که درمراودات فردی واجتماعی کشور ما نیز گسترده شده خود مرهمی است براین زخم تاریخی!
بدیهی است حمایت سینماگران ازهم قطاران خود موجب می شود تا این قطارسریع تروبهتر به مقصد خود برسد واین حمایت ازاین رو شاید برای ما کمی نامتعارف جلوه می کند که همواره به یاد داشتیم با حرکت قطار این تنها سنگ است که به سوی آن پرتاب می شود یا چوب لای چرخش می گذارند! حمایت و تبلیغ فیلم از طریق سینماگران حرفه ای و صاحب نام سالم ترین نوع تبلیغی است که می توان درمورد یک فیلم انجام داد. حمایت از مرهم تنها پشتیبانی ازیک فیلم نبود حمایت از سینمای مطلوب وفیلم خوب بود.این چترحمایتی می تواند هرفیلم ارزشمندی را دربربگیرد و البته با پرورش و تربیت مخاطب، ذائقه او را اعتلاء ببخشد. حمایت از مرهم الگوی مناسبی ازیک اخلاق حرفه ای وانسانی را دست کم در جامعه سینمایی کشورارائه داد که البته باید مراقب بود تا دچار تفسیرهایی مثل نان به هم غرض دادن یاتعارف های از این دست نشود.شاید برخی این اقدام را یک نوع بازارگرمی رفاقتی یا غوسالاری سیاسی قلمداد کنند اما این حق هر فیلم یا اثر هنری است که از خود دفاع و برای خود تبلیغ کند و این هم یکی از تمهیدات تبلیغاتی است. حمایت و تبلیغ از یک فیلم خوب مصداقی از امر به معروف است و مگر غیر از این است که در دین ما سفارش شده که همدیگر را به انجام کارهای نیک ترغیب کنید. تماشای یک فیلم خوب نیز امر به یک فعل معروف است. این سنت می تواند به یک عرف سینمایی بدل شده تا فیلم های خوب دیگر نیز از برکات آن محروم نمانند.
در سالهای اخیر همواره از بحران مخاطب یا مخاطب عام سخن گفته شده است. راه برون رفت از این وضعیت هم صرفا در تولید فیلم خوب یا حتی سالن خوب خلاصه نمی شودتبلیغ خوب هم یکی ازلوازم این راهکار است. تجربه مرهم شاید مرهمی براین زخم کهنه سینمای ایران باشد تا بتواند با تبلیغ خوب برای فیلم های خوب، ذائقه سازی و مخاطب پروری درسینما نیز تجربه شود. این الگو البته روی خط باریکی حرکت می کند که دو لبه آن یکی بزرگ نمایی است و دیگر لوث شدگی. این ظرافت به تجربه ظرفیت های تازه ای در حوزه تبلیغات فیلم نیازمند است که شاید مرهم آغاز خوبی برای این نیاز باشد.
*منتشر شده در هفته نامه یکشنبه
سيد رضا صائمي