نشستن و نوشتن
نوشتن فارغ از دشواری در خلق و آفرینش، واجد آداب و سلوکی هم هست که دست کم برای من که آدمی بی قرار و شتاب زده ام رنجی کمتر از نگارش ندارد. از جمله اینکه نوشتن مستلزم نشستن است. خاصه اینکه کامپیوتر و دکمه های کیبورد جایگزین قلم و کاغذ شده است و مجبوری که برای نوشتن پشت میز بنشینی. این پشت میز نشستن برای من یکی از عذاب اورترین کارهای جهان است. یکی از مشکلاتی که در زمان کارمندی داشتم نیز همین مساله بود و همیشه مورد این انتقاد بودم که چرا هیچ وقت پشت میزم نیستم. الان هم اگر خیلی تحمل کنم خیلی زیاد! بتوانم نیم ساعت یک ضرب پشت میز بنشینم. برای همین نوشتن یک نقد و یاداشت که ممکن است نیم ساعته تمام شود به یک و گاه دو سه ساعت طول می کشد. خدا نکند که بخواهم مصاحبه ای را پیاده کنم کل آن روزم از دست رفته است و برای همین هی آن را به تاخیر می اندازم. حالا خوب شد که لپ تاب کمی به دادم رسید چون می توانی دراز بکشی و یک دستی هم که شده تایپ کنی یا حداقل پاهایت را دراز کنی و لب تاب را روی پاهایت قرار دهی و بنویسی. آخ که این تنبلی چقدر خوبه!
سيد رضا صائمي