یکی از مسائل عحیب مختارنامه،تصویر عاطفی قهرمان سریال است. مختار در عین دلاوری و جنگاور بودن از وجوه عاطفی قدرتمندی هم برخوردار است که این پارادوکس،جذابیت بیشتری به کاراکتر می بخشد. او در عین اینکه عاشق عمره است از ناریه همسر اولش نیز دل نمی کند و همزمان به دو زن دل بسته است. به مناسبات و آذاب و رسوم اعراب کاری ندارم که هنوز هم در میان آنها تا چهار زن داشتن عادی و آیینی است اما از حیث روانشناختی آیا یک مرد همزمان می تواند دو یا چند زن را دوست بدارد؟ زنان چطور؟ اگر این ویژگی ذاتی مرد است چای سرزنش نیست و اگرنیست پس چرا این مساله اینقدر کثیرالتجربه و تکراری است؟ آیا زن هم فارغ از قید و بندهای فقهی به لحاظ روانشناسی می تواند دو یا چند مرد را دوست بدارد؟ کاری به تنوع طلبی مردان در امور جنسی نداریم از حیث عاطفی - روحی آیا می توان همزمان دو معشوف داشت؟ یا چرا معمولا ازدوچ دوم در بسیاری مواقع موفق تر است؟ آنوقت رایطه عشق با خیانت چه می شود؟ تازه اگر عشق اختیاری نیست چه تضمینی که انسان با داشتن معشوف بازهم عاشق نشود؟