اگر برنامه‌هاي تلويزيوني را به دو گروه عمده ثابت و متغير تقسيم‌بندي كنيم قطعا يكي از انواع ثابت در تلويزيون اكثر كشورهاي جهان مسابقات تلويزيوني است. مسابقات تلويزيوني نه صرفا به دليل جذابيت‌هاي رسانه‌اي يا هيجانات رواني يكي از پرطرفدارترين آيتم‌هاي تلويزيوني است بلكه به دليل ايجاد بستر رقابت و امكان بروز توانايي و استعدادهاي آدمي نيز شيرين و سرگرم‌كننده است. به اين مساله فناوري‌هاي نوين ديجيتالي و بصري را هم اضافه كنيد تا دليل محبوبيت‌هاي اين جنس از برنامه‌ها را لمس نماييد.

اگرچه مسابقات جمعي و بدني كه مستلزم حضور فعال و فيزيكي شركت‌كننده‌هاست در سال‌هاي اخير به محور اصلي اين مسابقات بدل شده اما مسابقاتي كه توانايي و خلاقيت‌هاي فردي شركت‌كننده‌ها را به چالش مي‌كشد و آنها را در محك آزمون و قضاوت ديگران قرار مي‌دهد از يك جذابيت پنهاني برخوردار است كه با حس خودشيفتگي و حب نفس آدمي نيز سنخيت روانشناختي دارد و اين فرصت را فراهم مي‌كند تا انسان در يك رقابت سالم و همگاني فضيلت‌هاي خويش را به نمايش بگذارد و از لذت تاييد و تشويق جمعي نيز برخوردار شود. شايد به همين دليل بود كه مسابقه هفته با اجراي مرحوم منوچهر نوذري همچنان به عنوان يكي از خاطر‌ه‌انگيز‌ترين مسابقات تلويزيوني در حافظه تاريخي مخاطبان تثبيت شده است. حالا اجراي متفاوت نوذري و بهره‌گيري از خلاقيت‌هاي فردي هنرمندانه وي بماند كه امتياز بزرگي براي آن مسابقه محسوب مي‌شد و نوستالژي آن هنوز هم باقي است. مطمنا به دليل حضور پررنگ همين نوستالژي موجب شده است تا شبكه 5 سيما به اين فكر بيفتد كه تا بار ديگر شمايلي از مسابقه هفته را با همان ساختار در فرمي جديد به روي آنتن ببرد.

بدون شك حضور ايرج نوذري ـ پسر منوچهر نوذري ـ به عنوان مجري اين برنامه به دليل زنده كردن همان حس نوستالژيك و تداعي خاطرات شيرين مخاطبان از مسابقه هفته است. اما «از كي بپرسم» فعلي جذابيت آن مسابقه را ندارد كه براي اين مدعا چند دليل مي‌توان تراشيد. يكي نوع اجراي منوچهر نوذري بود كه با وجود انتقاداتي كه نگارنده از برخي رفتارها و واكنش‌هاي مرحوم نوذري در اين برنامه داشت، از خلاقيت و نوآوري بيشتري برخوردار بود كه اينك نوذري پسر از پس آن برنمي آيد و طبيعتا اگر همان رفتارشناسي بازسازي شود به عنوان رفتاري مقلدانه و تكراري شناخته مي‌شود و شبيه‌سازي از كي بپرسم از مسابقه هفته شايد بزرگترين ضعف اين برنامه باشد.

اساسا تقليد و بازسازي موفقيت‌هاي ديگران يا برنامه‌هاي تجربه شده در عمل حتي نتيجه عكس مي‌دهد. حكايت مسابقه از كي بپرسم نيز از اين قاعده، مستثني نيست. ضمن اين‌كه اين مساله را هم نبايد فراموش كرد يا دست‌كم گرفت كه در زماني كه مسابقه هفته پخش مي‌شد تلويزيون مثل امروز از اين همه تنوع و تعدد در تهيه و توليد مسابقات برخوردار نبود و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده آن زياد نبود. مسابقاتي از جنس ازكي بپرسم يا مسابقه هفته برخلاف بسياري از مسابقات تلويزيوني معاصر كه به فعاليت‌هاي فيزيكي و هيجانات عاطفي ـ رواني وابسته است براساس سنجش هوش شركت‌كنندگان تكيه دارد و معلومات عمومي و دانش افراد را مي‌سنجد. لذا ماهيت فرهنگي و نخبه گرايي اين برنامه با كاركردهاي سرگرمي و گاه طنزآميز اين برنامه‌ها تركيب و تلفيق مي‌شود تا اين مسابقه در عين جذابيت‌هاي بازي گونه‌اش از وجوه علمي و محقانه هم برخوردار باشد و طيف بينندگان آن مخاطبان خاص و عام را شامل شود و همگان از اين برنامه لذت ببرند درعين‌اين‌كه اين مسابقات به شكل با واسطه و مجازي، معلومات و توانمندي‌هاي فردي بينندگان در خانه را نيز محك مي‌زند. نگارنده به ياد دارد كه يكي از انگيزه‌هاي تماشاي مسابقه هفته بويژه براي دانشجويان و دانش‌آموزان، لذت پاسخگويي به اين سوالات در خانه بود. اما در مسابقه از كي بپرسم اين جذابيت پنهان چندان مشهود نيست. شايد بازسازي مسابقه هفته در اين برنامه مثل هرگونه بازسازي ديگري در عرصه هنر عامل بازدارنده و دافعه‌برانگيزي است كه ممكن بود دامنگير هر برنامه يا هركس ديگري غير از ايرج نوذري هم مي‌شد.

ساخت اين برنامه نشان مي‌دهد كه توليدات رسانه‌اي نيز مشمول گذشت زمان شده و تاريخ مصرف دارد يا مجموعه‌اي از عوامل فني و تكنيكي در كنار شرايط بيروني و فرامتني موجب مي‌شود يك برنامه تلويزيوني در ژانرهاي مختلف به اصطلاح گل كند و كارش بگيرد. به اين مساله از منظر ديگري هم مي‌توان نگريست به اين معني كه برخي از برنامه‌ها از يك حال و «آني» برخوردارند كه تكرار و تقليد آنها به فقدان يا كمرنگ شدن اين «آن» مي‌انجامد. از سوي ديگر بايد كمي قضاوت قاطعانه درباره اين مسابقه را به تاخير انداخت تا متوجه شد كه آيا ظرفيت‌هاي رسانه‌اي در بستر ظرف زماني مي‌تواند از كي بپرسم را به اندازه مسابقه هفته جذاب و محبوب بسازد يا خير! شايد اين اتفاق درباره هربرنامه يا مسابقه تلويزيوني ديگر نيز قابل تعميم باشد. گويي مسابقاتي كه در دو دهه پيش به روي آنتن مي‌رفت مثل همين مسابقه هفته، نام‌ها و نشانه‌ها، يك مسابقه و 30‌?سوال و.... داراي ظرفيت دراماتيكي هم بود كه مي‌توانست مخاطبان را پاي تلويزيون بنشاند.