نسبت ميان سينما و سكوت در دنياي پر سر و صدا و سينماي تكنيك محور و پر طمطراق امروز شايد كمي غريب به نظر برسد اما ازآنجا كه سينما بر پايه تصوير بنا مي شود و ماهيت و هويتي بصري دارد با سكوت نسبت عميق تري داشته باشد تا صدا. چنانكه برخي از صاحب نظران هنر هفتم ورود صدا را به سينما و در واقع تولد سينماي ناطق را مرگ سينما توصيف كرده اند چرا كه تصوير در سكوت است كه بيشتر به چشم مي آيد و ديده مي شود و صدا ، درك بصري  مخاطب را از سينما كاهش مي دهد . سكوت در سينما مرا به ياد صفحات سفيد در كتاب و روزنامه مي اندازد كه اگرچه در ظاهر " هيچ " معني مي شود اما همچون صفري است كه به اعداد ديگر ارزش و اعتبار مي بخشد و باعث ديده شدن آنها مي شود.  به قول شاملو سكوت سرشار از ناگفته هاست و سينما اين ناگفته ها را در سكوت تصوير بازگو مي كند در عين اينكه تنها در سكوت سينماست كه مي توان به تماشاي فيلم نشست و از آن لذت برد.